خیلی دور خیلی نزدیک_سحابی زیزیکا_نینیکا

درد من حصار برکه نیست...درد من زیستن با ماهیایست که حتی فکر دریا هم به ذهنشان خطور نکرده است...و این یعنی درد ...
خیلی دور خیلی نزدیک_سحابی زیزیکا_نینیکا

خیلی دور خیلی نزدیک_سحابی زیزیکا_نینیکا

درد من حصار برکه نیست...درد من زیستن با ماهیایست که حتی فکر دریا هم به ذهنشان خطور نکرده است...و این یعنی درد ...

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار ایران

یه پیام کوچولو به نینیکا:www.sheklak.tkفلسفه زندگی ام این است...تویی که به خاطرت هستم...منی که به خاطرت نفس میکشم...تویی هستی که من هستم...منی که هستم چون تویی هست...من هستم چون هستی ام از تو هست...

مغرورم از حماسه ی ایثارت ای وطن
پرشورم از حکایت فردایت ای وطن

سورنا یکی از سرداران بزرگ و نامدار تاریخ است که سپاه ایران را در نخستین جنگ با رومیان فرماندهی کرد و رومیها را که تا آن زمان قسمتی از ارمنستان و آذربادگان را تصرف نموده بودند، را با شکستی سخت و تاریخی روبرو ساخت.ژول سزار» Julius Caesar و «پومپه» Pompee و «کراسوس» Crassusسه تن از سرداران بزرگ روم بودند که کشورهای پهناوری را که به تصرف این دولت درآمده بود، اداره می‌کردند. «کراسوس» فرمانروای شام (سوریه) بود و برای گسترش دولت روم در آسیا، سودای چیرگی بر ایران و سپس هند را در سر می‌پروراند و سرانجام با حمله به ایران این نقشه خویش را عملی ساخت. «کراسوس» با سپاهی مرکب از 42 هزار نفر از لژیونهای ورزیده روم که خود فرماندهی آنان را بر دوش داشت به سوی ایران روانه شد و « ارد Orod » ( اشک 13) پادشاه دلاور اشکانی که خود در شرق ایران در حال جنگ با مهاجمین بود ، سورنا  فرمانده مورد اعتماد خود را به جنگ رومیها فرستاد. نبرد میان دو کشور در سال 53 پیش از آذربادگان آغاز و تا قلب میان رودان ادامه یافت . در جنگی که در جلگه‌های میان رودان ( بین‌النهرین ) و در نزدیکی شهر کاره Carrhae حران» روی داد. در جنگ «حران»، سورنا با یک نقشه نظامی ماهرانه و به یاری سواران پارتی که تیراندازان چیره دستی بودند، توانست یک سوم سپاه روم را نابود و دستگیر کند. «کراسوس» و پسرش «فابیوس» Fabius در این جنگ کشته شدند و تنها شمار اندکی از رومیها موفق به فرار گردیدند. جنگ حران که نخستین جنگ میان ایران و روم به شمار می‌رود، دارای اهمیت بسیار در تاریخ است زیرا رومیها پس از پیروزیهای پی‌درپی برای نخستین بار در جنگ شکست بزرگی خوردند و این شکست به قدرت آنان در دنیای آن روز سایه افکند و نام ایران و دولت پارت را بار دیگر در جهان پرآوازه کرد.،دولت روم در پیشرفت مرزهای خود در شرق، با سد نیرومند ایرانی روبرو شد و از آن زمان به بعد گسترش و توسعه آن دولت در آسیا، پایان پذیرفت. پس از پیروزی «سورنا» بر کراسوس» و شکست روم از ایران، نزدیک به یک سده، رود فرات مرز شناخته شده میان دو کشور گردید و رومیها برای جلوگیری از شکستهای آینده و به پیروی از ایرانیان ناچار شدند به وجود سواره نظام در سپاه خود توجه بیشتری بنمایند.

منبع : ویکی پدیا

پ.ن: من از تمام اون عزیزان وب نویس ویا غیره که نامشونو فراموش کردم و منبع این نوشته های تاریخی هستند تشکرمیکنم...وباگذاشتن نوشته هاشون در وبم این حقایق تاریخی رو به نوبه خودم اطلاع رسانی میکنم چون اعتقاد دارم  تمدن ایران باید به گوش همه ایرانیان برسه و بدونن ایران یعنی چی و ایرانی یعنی کی

زنده باد ایران سرزمین کهن مهروتمدن

 

   + زی زی ; ۱٢:٤٧ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱٠/۱۸

مقام زن در ایران باستان

یه پیام کوچولو به نینیکا: دوستت دارم ای اولین و آخرین...ای همیشه و بینهایت...ای یگانه تصویر در چشمانم...ای جاودان جاودانه قلبم...

ღღღღღღღღღ

مبر آسان به لب نامم

که من آزاده زن...فرزند ایرانم

طبق قوانین اوستا

زن حق مالکیت داشته و می توانسته دارایی خود را شخصا اداره کند.

زن می توانسته ولی و یا قیم و نگهدار فرزندان خود باشد.

زن می توانسته مطابق قانون از طرف شوهر خود وارد محاکمه شود؛و به نام او امور را اداره نماید.

زن می توانسته از شوهر ستمگر و بدرفتار خود به دادستان شکایت کند و سزای او را بخواهد.

شوهر حق نداشته است بدون اجازه زنش دخترخود را شوهر دهد.

در دادگاه گواهی زن پذیرفته می شد.

زن می توانسته داور یا وکیل شود.

زن می توانسته وصی قرار گیرد و تمام اموال خود را وصیت کند.

عظمت مقام زن را در آیین زرتشت از اینجا می توان دانست که بنا به معتقدات زرتشتی از شش امشاسپند دین زرتشت٬ سه امشاسپند ضمیر مرد و سه امشاسپند ضمیر زندارند. سه امشاسپند مرد عبارتند از:

 

اگر علاقه مند بودید بیشتر بدونید به ادامه مطلب مراجعه کنید...

ادامه مطلب
   + زی زی ; ۱٢:۱۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩

وقتی که ایران هست خلیج تا ابد یعنی فارس...

یه پیام کوچولو به نینیکا: دوستت دارم...به وسعت و به اندازه و بقدر نه نه... دوستت دارم قدر و عدد کفایت نمیکند...دوستت دارم بینهایت بینهااااااااااااایت...من لبریزم از تو...از تویی که سرشاری از من  

وقتی که ایران هست خلیج یعنی فارس
تاریخ می لرزد از خشم قوم پارس
جز این اگر باشد خلیج آبی نیست
بی سایه ایران بیش ازسرابی  نیست
تا میهن کاوه تابوت ضحاک است
این سرزمین از هر اهریمنی پاک است
صدها هزار آرش جان در کمان دارند
تیری اگر کاریست این عاشقان دارند
وقتی هویت را در نام می جوید
هر بی نشان ناچار صد یاوه می گوید
چیزی که در صلح است از جنگ می خواهد
قدرت اصالت نیست فرهنگ می خواهد
ما وارث کورش فرزند جمشیدیم
پیروز بی پرده بت نپرستیدیم
ما ریشه ای دیرین در عشق خون داریم
ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم

........

پاینده ایران سرزمین کهن مهرو تمدن

 

   + زی زی ; ۱:٠٥ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/٧/٢٥

مازیار و بانو گلدیس نخستین نام های تاریخ هنر ایران

یه پیام کوچولو به نینیکا: خوب نگاهم کن...بگذار دنیا را از چشمانت سیراب شوم...بگذاراز لبخند مهربانت حتی خودم هم از یاد ببرم...بگذار از لمس نگاهت تکثیر شوم...ای تمام من، تو همیشه بوده ای هستی و خواهی بود درست همین جا، نگاه کن، درست در قلبم... h:z

 

:¦:- :¦:- :¦:- :¦:- :¦:- :¦:- :¦:- :¦:-

به نام خداوند دانا و توانا

تمیستوکل پادشاه یونان در آرزوی کاخی به زیبایی تخت جمشید بود..یکی از سرداران خویش را که زبان ایرانیان را می دانست فرا خواند و به او گفت: شنیده ام سنگ تراشی بنام مازیار و شاگردش بانو گلدیس پرسپولیس را همچون جواهرات تراش داده اند آنهم به گونه ایی که پیک های سرزمینهای دیگر از این همه زیبایی در شگفت شده اند..به ایران رو و به هر گونه که امکان دارد این دو را به یونان بیاور می خواهم آنها پرسپولیس زیباتری در آتن بسازند . آن فرمانده یونانی با چند سرباز دیگر با تن پوشی ایرانی به سرزمین ما آمده و پس از چندی با دو هنرمند ایرانی بازگشت.در حالی که دست های آنها بسته رویشان زرد  و بسیار نحیف و لاغر شده بودند. تمیستوکل دستور داد دست های آنها را باز کنند و به آنها گفت میخواهم هنرمندان یونانی را آموزش دهید و با کمک آنها کاخی باشکوه تر از پرسپولیس برایم بسازید.

مازیار سالخورده گفت: نقشی که بر دیوارهای تخت جمشید می تراشیم همه عشق است ما نمی توانیم خواسته شما را انجام دهیم.پادشاه یونان تمیستوکل برافروخت و آن دو را به زندان افکند.مازیار و بانو گلدیس یک سال در بدترین شرایط شکنجه شدند اما برای اجنبی خدمتی نکردند تا اینکه خشایارشاه پس از شکست دادن یونان و فتح آتن آن دو هنرمند دلیر و میهن پرست ایرانزمین را آزاد و به همراه خود به ایران بازگرداند و به هر دوی آنها هدیه های ارزشمندی داد.مازیار و بانو گلدیس نسبت به سرزمین خویش وفادار بودند..از این روست که اینان نخستین نام های تاریخ هنر ایران هستند.

پادشاه ایران خشایارشا پس از بازگشت از آتن در تخت جمشید نوشت: داریوش را پسران دیگری بودند٬ ولی چنان که اهورامزدا را کام بود٬ داریوش٬ پدر من٬ پس از خود٬ مرا بزرگ‌ترین کرد. هنگامی که پدر من داریوش از تخت کنار رفت٬ به خواست اهورامزدا من بر جای‌گاه پدر شاه شدم. هنگامی که من شاه شدم٬ بسیار ساختمان‌های والا ساختم. آن چه را که به دست پدرم ساخته شده بود٬ من آن را پاییدم و ساختمان دیگری افزودم. آن چه را که من ساختم و آن چه که پدرم ساخت آن همه را به خواست اهورامزدا ساختیم.

وطنم، نام تو صدر همه نام جهان
جام جمت سرور جام جهان
حکم اهوراست به اهریمنان
پارسیان تا به ابد قهرمان

پاینده ایران سرزمین کهن مهر و تمدن

 

   + زی زی ; ۱:٢۱ ‎ق.ظ ; ۱۳٩٠/۱/٢۱

دعای کوروش بزرگ برای ایران زمین

یه پیام کوچولو به نینیکا: تو را نگاه می کنم خورشید چند برابر می شود و روز را روشن می کند! بیدار شو با قلب و سر رنگین خود بد شگونی شب را بگیر تو را نگاه می کنم و از نجابت حضورت همه چیز عریان می شود..

  zizi golole … nini

خشنه تزه اهورا مزدا
به نام خداوند دانا وتوانا


روزی بزرگان ایرانی ومریدان زرتشتی از کوروش بزرگ خواستند که برای ایران زمین دعای خیر کند وایشان بعد از ایستادن در کنار اتش مقدس اینگونه دعا کردن:

***خداوندا اهورا مزدا ای بزرگ آفریننده آفریننده این سرزمین
بزرگ،سرزمینم ومردمم راازدروغ و دروغگویی به دور بدار***

بعد از اتمام دعا عده ای در فکرفرو رفتند واز شاه ایران پرسیدند که چرا این گونه دعانمودید؟فرمودند:چه باید می گفتم؟ یکی جواب داد :برای خشکسالی دعا مینمودید؟

***کوروش بزرگ فرمودند: برای جلو گیری از خوشکسالی انبارهای اذوقه وغلات می سازیم***

دیگری اینگونه سوال نمود: برای جلوگیری از هجوم بیگانگان دعا می کردید ؟

***ایشان جواب دادند: قوای نظامی را قوی میسازیم واز مرزها دفاع می کنیم***

گفتند:برای جلوگیری از سیلهای خروشان دعا می کردید ؟

***پاسخ دادند: نیرو بسیج میکنیم وسدهایی برای جلوگیری از هجوم سیل می سازیم***

و همینگونه سوال کردندوبه همین ترتیب جواب شنیدند...


تا این که یکی پرسید: شاها منظور شما از این گونه دعا چه بود؟!

***وکوروش تبسمی نمودند واین گونه جواب دادند :
من برای هر سوال شما جوابی قانع کننده آوردم ولی اگر روزی یکی از شما نزد من آید و دروغی گوید که به ضرر سرزمینم باشد من چگونه از آن باخبر گردم واقدام نمایم؟ پس بیاییم از کسانی شویم که به راست گویی روی آورند ودروغ را از سرزمینمان دور سازیم...که هر عمل زشتی صورت گیرد باعث اولین آن دروغ است***

گفتار نیک...پندار نیک...کردار نیک

پاینده ایران سرزمین کهن مهر و تمدن   

   + زی زی ; ٢:۱٧ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۱٢/٢٤

نامه عمر به یزد گرد سوم ساسانی و پاسخ یزد گرد به آن

یه پیام کوچولو به تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com: گذاشتن این نامه به این معنا نیست که من به عربها توهین کنم چرا که تمام مردم دنیا قابل ارزشو و احترامن ، و به این معنا نیست که مذهب کسی رو ببرم زیر سوال، و یا با اسلام مخالفت کنم...چرا که به گفته کوروش بزرگ همه مردم در پرستش خدای خود آزادن... و تمام ادیان خداوند قابل احترامن...گذاشتن این نامه فقط به این دلیل هست که با خوندنش فرهنگ و اصالت و تمدن و شرف ایرانی رو بشناسیم و به خودمون ببالیم... چرا که اولین یکتا پرستان دنیا آریایی ها بودن.

 

*هر که را مهر وطن در دل نباشد کافر است*

 

چو ایران نباشد تن من مباد

 

بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

برای خواندن این نامه زیبا لطفا به ادامه مطلب بروید...

 

 

ادامه مطلب
   + زی زی ; ۱٢:٤٠ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٢٦

شعر زیبای وطن پرستانه__سروده سورنا

یه پیام کوچولو به زیزیکا:تصاویر زیباسازی ، عکس های یاهو ، بهاربیست             www.bahar-20.com با مورچه ها دوست خواهم شد تا یاد بگیرم در سکوت و پنهانی چون مورچگان به سوی تو بیایم و بی ذره ای هراس رازهایم را در گوش تو بسرایم... و چه باک؟ از برق تهمت ها؟ چرا که مدت هاست با تپیدن های قلب تو دوست شده ام و زمان شبیخون پنهانم را به آنها میگویم...

 

nini****nini

 

دهش نیک اندیشی اهورا

هر آنکه دوست بدارد ایران را

 

 

هستند کسایی که شعر میگویند... اما معدود کسانی هستند که قلمشان برای وطن مینویسد... و این یک نیرویی میخواهد و آن نیرو چیزی نیست جز عشق به مهین... که سورنای عزیز با ذوق و قلمی که دارد اینگونه ما رو با سروده وطن پرستانه اش از خود بی خود میکند... به نام نامی ایران...

 

 

 

چو ایران مباشد تن من مباد
بدین بوم و بر زنده یک تن مباد

همی جوشم از سقف ویران وطن
به زیر سقف او استخوانم عماد

به خون سبزه رویانم از هر دمن
کنم نقش دشمن در این ره کساد

کشم نعره تا لرزد از دل, عدو
به تیغش زنم تا بماند به یاد

سرودی سازم از زال و  اسفندیار
رسانم به گوشش به تعلیم باد

به تیرش بدوزم به قلب درخت
بسانی که رستم بزد بر شغاد

خدایا  مرا تن بسوزان ولی
دورغی ز راه وطن کج کناد

تبارم زمردی و نیکی شمار
پر از نام مردان نیکو نهاد

به حق و عدالت بسی شهره اند
پر از فر و انصاف و ایمان و داد

به تخت کیانی مثال آورند
فریدون و جمشید وآن کیقباد

خدایا بر ایران فرودآر نام آوری
درفش سه رنگش سرافرازی دهاد

تمام کسانش ز بن ایرانیند
همه آریایی و پارسی و ماد

ز دم ریشه در خاک ایران زدند
همیشه زعشقش به تن، خانه زاد

خدایا به آخر به سر سایه کن
به پندارو گفتارو کردار، شاد

 

 

سروده: سورنا

بلاگ:  http://ersiyebaad.persianblog.ir/

 

درود اهورا مزدا بر این بزرگمرد آریاییه وطن پرست

پاینده ایران سرزمین کهن مهر و تمدن

   + زی زی ; ۱:۳۱ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٩/۳/٦