جوک خنده دار

بی گناهی کم گناهی نیست در دیوان عشق ، یوسف از دامان پاک خود به زندان رفته است .

گفتی که دنیا را پر از غم دوست داری ، پس مطمئن هستم مرا هم دوست داری ، گفتی نمی خواهی ببارم عشق ، اما شعر غریبی را که گفتم دوست داری .

تاج من بر سرم نیست ، تاج من در قلب من جای دارد ، تاجی که به ندرت پادشاهی را از آن بهره داده اند . (شکسپیر)

عاشقان را عشق فرمان می دهد ، لوتیان را معرفت ، مخلصیم با معرفت !

اشک رازیست ، لبخند رازیست ، عشق رازیست ، اشک آن لبخند عشقم بود قصه نیستم که بگویی ، نغمه نیستم که بخوانی ، صدا نیستم که بشنوی یا چیزی چنان که ببینی یا چیزی که چنان بدانی ، من درد مشترکم مرا فریاد کن . (شاملو)

اگه مثل اشک تو چشمانم باشی واسه موندنت هیچ وقت گریه نمی کنم .

می گفت که عشق بی رنگ شده ، یاد من فراموش دلت سنگ شده ، شاید باور نکنی حرفم را ، آنقدر دلم برای تو تنگ شده .

/ 0 نظر / 26 بازدید